ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
پدر همیشه می گفت :
« موفقیت یک گام آن سوی ترس است. اگر میخواهی کسی شوی یک گام دیگر بردار و همیشه ساعتت را کمی جلوتر کوک کن »
خواستیم کسی باشیم و سر از خاک مثل جوانه بیرون آوریم و بخندیم به دنیا. کسی شدن ما را از خودمان دور کرد. دنیـــا به ما خندید.
راستی اقلیما ، امشب پنجره را باز بگذار و به ستاره ای بنگر که کم سوتر از بقیه است . ستاره ی من است . گفته بوددم خدا سهم مرا کم داده است ..
نه خطائی وجود ندارد اقلیما ! چشم های ما آن چه را نمی پسندند خطا می نامند و ما که اعتمادمان به چشم هاست روی اعمالمان نام میگذاریم . خطا آن جا مفهوم می یابد که در مقابلش ، صحیح وجود داشته باشد . راه درستی وجود ندارد در دنیائی که هیچ چیزش مطلق نیست .