ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
هیچی انقد هیجان نداشت که ببینی ده ساله ازین وبلاگ نتونستی دل بکنی و همچنان هر از گاهی بهش سر میزنی و چند خطی مینویسی
تیر ٨٧ کجا و مرداد ٩٧ کجا
ی جوری ازت دور شدم که هرچی میگردم تو هیچ لحظه ای پیدات نمیکنم
شاید این همه خوشبختی رو لایق نیستم که تورو فراموش کردم ، تویی که همه ی اتفاقای خوب ِ زندگیمو بی منت بهم بخشیدی ، ی جوری نیستی یا شایدم هستی که من رد پاتو میبینم ولی راحت میگذرم
منو ببخش ، به خاطر تموم ندیدنا ، به خاطر همه ی دیده شدنام
هیچ کس مثه تو نمیتونه خوب باشه