ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
ازون روزا که وبلاگ نویس بودم خیلی میگذره
الان دفترم هرجابرم همراهمه ، مینویسم
جوهر خودکار به شادیام ، به غمام ، به خواسته هام جوووون میده
هیچ وقت فکر نمیکردم انقد نوشتن روی کاغذ حالمو بهتر کنه
من هنوزم دارم یاد میگیرم ، با وجود دوتا فرشته که هنوز خودم باور ندارم !!
انگار جسمم که هروزشو داره میگذرونه ولی روحم هنوز تو همون سنای ۲۰ سالگی گیر کرده ، انگار الان بزرگتر شدم ولی نشدم فقط ی سری مسئولیت دارم که همه دخترا تو ۵ سالگی خاله بازیش میکردن
جذابیت این دنیا تمومی نداره اما همش به این فکر میکنم که من روح چرا باید این جسمو با خودم یدک بکشم ؟ چرا باید برای این دنیا بودن حتما جسمی باشه ؟؟
بگذریم ..
*پ.ن : از قدیمیا هرکی گذرش به اینجا میخوره بیاد ی حالی بپرسم ازش
به یاد تک تکتونم