ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
سام !
شیرین جونم بنده رو دعوت به بازی کرده ... کودکی خود را چگونه به سر بُراندین گ !
* ازون جائی که بنده ی بچه ی خیـــــــــلی خجالتی بودم ... همیشه با پسرا بازی میکردم ... اونم فوتبال ... توی کوچه ی عالمه رفیق داشتم ... از دختر و پسر اقا بنده همیشه گُلر بودم ... یعنی گل میزدم ... ی دفه پسر دائیم توی دروازه واستاد ... اون یکیم تیم حریف بود ... اقا به جای اینکه توپو وارد دروازه کنم ... انچنان لگدی به پای پسر دائی زدم که لِگِش رف تو چش دروازه بان ... که پسر دائیم بود
بنده این شکلی
در رفتم ... دیدم ااااااااا پاش کبود شده .. اون یکیم نا بینا ... گفتم بریم خونه مامان کلی قاطی میکنه .. بچه های داداشم و له کردی ... قبل اینکه بریم بالا انچنان خط و نشونی کشیدم واسشون که کلا فراموش کردن که من باعث بودم
.
* کلاس سوم بودیم .. ی دوستی داشتم به نام محدثه ... + مهلا + هانیه + مینو + مینا .. !
اقا ما هممون روی دسته صندلی نشسته بودیم و هییییییییییی بکش بکش که هممون جا نمیشدیم ... من ازون جائی که نزدیک بود پرت شم پائین .. اومد از صندلی پائین .. این محدثه حسودم .. به دنبال من اومد که شتلق افتاد زمین ... از اون جائی که مثه چینی بود شیکست تا سه ماه واسش مادری کردم که حالش خوب بشه ... اونم مثه خر ازم سواری میگرفت ... بی تربیت !
* کودک که بودم ... خاله بازی میکردم و با خودم کلی حرف میزدم ... خودمو خیلی تحویل می گرفتم ... ازون وراجا هم بودماااااااا بعد ی عروسک قرمز خوشکللللل داشتم که خیلی دوسش میداشتم ... بچم سردش شده بود خوب ! منم دیدم سردشه ... گذاشتمش روی بخاری گرمش بشه ... مامان پریش صدام کرد ... رفتم ناهار بخورم ... که بابائی دید بوی سوختنی میاد
قرمزی نازم ... به ملکوت اعلی پیوست ! و من عزادار شدم !
کلی غصه خوردم .. نمیدونی که ..
* ی دفه با مانی دعوام شد ... ۸ سال ازم بزرگتره ... انقد زدمش که گریش درومد و دلشو گرفت کهه ایییییییییییییی دلممممم ! مامانم که اومد ... بهش گفتم به مامان بگی ... لوت میدم که چه کارا نمیکنی ..
** نی نی که بودم خیلی بی ادب بودم ... الان باز بهتر شدم ... نمیدونم ... دیگه نمیزنمش ابجیمو ... از من چکم خورده تا حالا بنده خدا
روم سیا
دوستای دعوتی من -: < ابر بهار <> فرزانه <> ندا (قاصدک) <> ناهید خانوم <> هستی ادیب <> نگار فانا > اگر دوست دارین !! و همه لینکای بلاگ دعوت می باشستند ! بینیویسید !
پیوست -: صدفی نازم تولـــــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــــارک !!!
خوشحالم هنوز می نویسی
خسته نباشین واقعا بانو ..!
اگه کسی تو بچگی شیطون باشه معمولا وقتی که بزرگ میشه تبدیل به آدم آرومی میشه ولی نمیدونم در مورد همه میتونه درست باشه این حرف یا نه
من باید اول میشدم
نشدی :ی
تو کلا بچه بدی هستی!









من هوجی یادم نمیاد از بچگیم
در نتیجه شرمندتم
من الان بیهوش میشم
فعلا
معلومه کی بچه بدیه :ی
Baz to mareke giri kardi?hamchinam tarif mikone engar ghadir jangulere!;)
Rasti b rahilam salam beresun,.begu daneshju shodi!president k nashodi baba!saram sholughe ra andakhte!
Chakerim :-*
اوهوم
پروو شده ... !
چی بگم بهش ! :ی
مرسی عزیزم
یه پست اختصاصی باید سر فرصت از کودکی هام بنویسم
از دعوتت
اما خب یه کوچولو دیر خبرم کردی
خیلی خیلی مرسی :*
سلام عزیز
وبلاگ قشنگی داری
آپتم خیلی قشنگ بود
سلام مهرنوش گل خوبی؟




جالب بود
نه گلم .
من هیچ وقت استعداد نوشتن و سرودن نداشتم
مرسی که سر میزنی
جدا خیلی خوشحال شدم
مراقب خودت باش
تا بعد
سلام دوستم منم دلم تنگ شده بود میومدم سر میزدم ولی احساس کردم بهتر که خودم رو آفتابی نکنم. مراقب خودت باش عزیزم.
سلام مهرنوش جان
دوست خیلی بدی شدم خودم می دونم... ببخشید

طفلک پسرداییت و مانی
خوبی؟
ببخشید خیلی وقته بهت سر نزدم
تو بچه که بودی عجب ورووجک شیطونی بودیا
شاد باشی خانومی و تندرست:-*
آبجی خیلی قاط بودی بچگیت ها

omid1977جب شد پسر نشدی و گرنه گمده لات محل میشدی
خلاصه ما اوچیکتیم !!
سلام


ماشالله
بیام لهت کنم
اخه من عاشق عروسکام همه ی عروسکای بچگیمو نگهشون داشتم عین بچه هام دوسشون دارم و هر کدومشونم یه اسمو رسمی دارن حاجی

ایول ... منم خاطرات خوبی از بچگیم دارم
تو هم که ماشالله هزارون ماشالله اصن بچه ی بدی نبودیا
ولی این عروسکتو حیف کردی
دمت چلویی باشه همیشه مهرنوش جونم سر فرصت می بازیمش
فعلا قربونت عزیزم
سلام مهرنوشی









عجب بچه ی شری بودی تو
اون پسره که ۸ سال بزرگتر بود و زدیش دیگه اخرش بود
البته فکر نمی کنم ادما به این اسونی عوض بشن
پس وای به حال همسر اینده ات
چه نینیه فوضولی ... وااااااااااااااااااااااای
واییییییییییییییییییییی

من عاشق اینم که بچه تو گذاشتی رو بخارییییییی
از اونجایی که خیلی خجالتی بودی روت نمیشده با دخترا بازی کنی همش به پسرای بیچاره لگد میزدی

داداشتو زدی؟؟؟؟؟؟؟؟اونم 8 ساتل بزرگتر بابا تو خیلی پور قدرتیییی
ای داد بیدا! عروسکتو چرا همچونی کردی آخه؟
ای ول عجب بچه ای؟ تو کارات یه شباهت عجیبی به کارای بچگی پسر عمه من داره
همشونم تهنایی مثلا میرفتم از توی آستین لباسی که مامان الان برای خودشون بریده بون و می خواستن بدوزن برای خودم یه دستمال مربع گنده قیچی می کردم
(لازم داشتم خببببب)
من بچه بودم یکسره مشغول کارای اعصاب مامان خورد کنی بودم شدیددددددد
سلام گلم سلام عزیز دل هستی
خوبی خانمی؟؟؟
مرسی ازدعوتت شیطون بلا
بوس بوس بوس
سلام...
ممنون از نظرتون.
وبلاگ شما هم خیلی خوب و قشنگه.
راستی شما هم چقدر شیطون بودیا!
موفق باشید...
تا بعد...
سلام










خوبی خانومی
یادش بخیر حیف که از بچهگی آدم فقط خاطرات می مونه البته اونم بهتر از هیچیه
مگه نه؟
منم یادمه یه بار تو فوتبال ناخن پام شکست
تایستونا هم یادش بخیر تا ساعت 10 مسابقه بود با برو بچز
یه تیم دختر ا و یه تیم پسرا
یه بارم پسرهای محل یه مسابقه گذاشتن بین ما دخترا چشمتون روز بعد نبینه وسط بازی چه گیس کشونی بود بیا و ببین
لینکوندمت
سلام دوست گلم مثل همیشه آپت خوب و عالیه...
موفق باشی...
سلام
اه اه بدم میاذ از این دخترای لوس که آب زیر کاهن
شوخی کردما ناراحت نشی
خیلی باحال و با مزه بود
دانشگاه چطوره؟درس که میخونی؟سر سنگین باش این لوس بازی های بچه گی رو درنیار
موفق باشی
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ وبوی غنچه را ز برگ های تو به توی آن جدا کنم
وبلاگ بسیار زیبایی دارید [گل]
خوشحال میشیم به ما هم سری بزنید[گل]
وبلاگت واقعا عالیه[گل][گل][گل][گل][گل][گل][خنده][خنده]
خیلی خوب
شهریار (رادور)
[بوسه]
[گل][گل]
سلام
ببینم چه کسی تو رو دوست نداره
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



خوفی
وبت جالبه راستی
موفق باشی
پناه بر خدا تو چقدر شر بودی مادر!!
bazam ke bikhabar up kardi
dide bahat ghahlam
ghahle ghahl
vali hanoozam dooset daram
akhe to asise maniiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
bo00o0o0o0s
dige behet sar nemizanam







to ghalbe mano shikasti
icone zar zadan nadare
heyf shod
moraghebe khodet bash azize delam
dooset daram
bye khoshgelam
سلام مهرنوشم


چرا نیستی
دلم بدجوری گرفته
مهرنوش کا بودی سرمو رو شونه هات میذاشتم و گریه میکردم
عزیزممممممممممممم
اخه چرااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
آپت خیلی گوگولی بود
من هم فوتبال بازی میکردم
یه بار رفتم تا فینال بردم
بابا به خدا وقت نمیکنم که آپ کنم
من هم که هر وقت بخوا بآپم باید یه تومار بنویسم
تازه وبلاگ من که مثه مال شما نیس که این قدر نظر داشته باشه
خیلی وبلاگ خوبی داری
راست میگم
تا چند روز دیگه میآپم
فعلا
سلام مهربون با یه جشن کوچولو تو وبلاگم منتظرم فقط دست خالی نیای ها ؟ من گفته باشم [


راستی اون آخرا . اون انتها اسمت هست . ببخشید که فراموشت کرده بودم



سلاممممممم

خودت خالی میبندی
چرا تهمت میزنی ابجی
نه بااابا
منم اونجور درس نمیخونم
خیلی خیلی ی فیزیکی شیمی بخونم
وگرنه بقیش مرخصه
باحال بود
چاکریم !!
سلام من از هندونه منظوری نداشتم همینجوری یه چیز گفتم .
با وفا ما رو دعوت نمیکنی؟
مطمئنی دیگه بزرگترا رو نمیزنی ؟؟؟
خداییش باید فاصله ایمنی رو بصورت دوبله رعایت کرد
همون دوسس من که رفتش دیگه نیومدش؟؟
بیشاره ... حالش خوف بیده حالا ؟؟
سلام



خوبی مهرنوش جووووووووووونم
قربون تو بشم که به من سر میزنی
قربون دل کوچیکتم برم که تنگ شده بود
[گل]سلام عزیز جان .
مثل همیشه آپت قشنگه.[قلب]
[بوسه] آپ جدیدو باید بیای بیینی . منتظر حضور گرمت هستیم. دیر نکنی گلم.
این برای آپ سور پرایز کردن اهوراست . خودت بیا می فهمی . منتظرم
[گل]دوستدار همیشگیت بردیا[گل][بدرود] [بوسه]
سلام مینوشی جونم.
پس معلومه خیلی شیطونی میکردیها.
زیبا بود.
منم آپم. خواستی بیا.
راستی از پری چه خبر؟
روز خوش.
بابای.
اگه صدا صدای منه نفس اگه نفس تو بذار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل دل نیست دیگه دل نمیشه نه دیگه این واسه ما دل نمیشه. غیبت آخر تو کوچ مرغان صدا ختم این قائله نیست اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر برای یکی شدن اگه مرگ من بسه نفس منو بگیر نفس منو بگیر ...



دیدی اگه بخوای بیشتر بزاری میشه .

مگه تو هم مثل من تایدیه نذاشتی عزیزم ؟
بدو بیا .
بازم بازی مهرنوشی؟ تو هنوز بزرگ نشدی؟ حالا هم که دانشگاه رفتی ایندفعه خاطرات بچگیت رو مز مزه میکنی؟ آخه من با تو چی کار کنم؟ ها؟ خودت بگو!
من هستم شما نیستی
من حالا سرم شلوغه بعدا بهت سر میزنم و میگم
چشم عزیزم حتما توی بازی شرکت می کنم
مرسی از دعوتت عزیزم